تبليغاتX
روان نمــا

روان نمــا

روزنه ای به سوی روان شناسی

 

 

آرشيو مطالب
مهر 1388
شهریور 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
آذر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386

 

پیوند ها
سازمان نظام روان شناسی و مشاوره ایران
انجمن علمی روان شناسی بالینی ایران
دانشگاه تبریز
بانک اطلاعات توانبخشی ایران
دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی تبریز
استاد اسفند ملیح ملکی
خوشه های طلایی - حاج قادر زوارقی
هیئت کوهنوردی شهرستان ملکان
آموزگار
خبر نگار ملکان - اقای سیاوش عینالو

 

 امكانات جانبي
RSS 2.0  
 

تشخیص رفتارهای بهنجار و نابهنجار

رفتار:  تشخیص رفتارهای بهنجار و نابهنجار

کیفیت یک موجود زنده و عملکرد او محصول یک تاریخچه ناهمانندی است از تعادل و اثرات متقابل ژنهایی که از پدر و مادر می گیرد، با محرکهای محیطی که در طول زندگی خویش با آنها روبرو می شود.

تفاوتهای گسترده ای در انواع سازمان دهی رفتاری در افراد موجود است. پاره ای از مردم غالب اوقات، به طور سازنده و کارآمد عمل می کنند، کوششهای سازگارانه آنان واقع بینانه، از لحاظ اجتماعی بارور و از لحاظ شخصی ارضاء کننده است. در حالی که افراد دیگر فقط تا حدودی دارای شیوه های موثر در مواجهه با مسائل هستند و بیشتر اوقات به جای صرف انرژی در حل فعالانه مشکل، به استفاده از مکانیزمها و رفتارهای دفاعی می پردازند.

مکانیزمهای دفاعی عبارت از، واکنشهای فرد در مقابل ناکامی است که به صورت تغییر شکل انگیزه ها بروز می کند، به گونه ای که انسان خود را ناآگاهانه درباره ی انگیزه ها و هدفهای واقعی اش فریب می دهد. این گونه افراد در جامعه کمتر نقش سازنده و موثر دارند و نارضایتی و ناشادی شخصی آنان، مشهود است.

در مقابل، گروه دیگری هستند که کلاً در مواجهه با مشکلات، ناتوان و از حل آنها عاجز بوده و شدیداً وابسته به دیگران اند. این گروه معمولاً برای جامعه مخرب و در زندگی شخصی خویش نیز ناشاد و درمانده هستند. پس در حالیکه همه رفتارها را می توان بعنوان کوششی در جهت سازگاری دانست اما، متاسفانه همه رفتارها منتج به سازگاری مطلوب و موفقیت آمیز نمی شوند. در نتیجه، هر چند الگوهای رفتاری فرد پیوسته به گونه ای ناهمانند، تابع الگو و شیوه خاص است، ولی همیشه از یک سازمان دهی کارآمد برخوردار نیست.

بیشتر دانشمندان علوم رفتاری اعتقاد دارند که اگر انسان درک و شناخت عمیق و دقیقتری از رفتار خود داشته باشد، بهتر می تواند آنها را کنترل کند، به عبارت ساده تر، مطالعه اعمال غیر منطقی گاه به منطقی شدن آن اعمال می انجامد. در نهایت فرد با شناخت علل ناخشنودی، راضی تر و خشنودتر خواهد شد. بیشتر ویژگیهای رفتاری را می توان در یک خط و مسیر پیوسته ترسیم نمود، تفاوتهای رفتاری بیشتر از لحاظ درجه است تا تنوع و این نکته در مورد رفتار غیر عادی نیز صادق است.

همانطور که در زیر می آید، بهنجاری و نابهنجاری از چندین روش قابل پی گیری است شامل روش آماری، روش نظری و روش کلینیکی. مفهوم لغوی کلمه نابهنجار، عبارت است از « دور بودن از نرم یا هنجار» که خود یک مفهوم آماری است. رفتار فرد هنگامی نابهنجار است که به میزان کافی و معینی از رفتار بیشتر افراد دیگر، متفاوت باشد.

پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 |

 
 

مدرسه هراسی یا ترس از مدرسه

   با سپاس ازعنایت کلیه سروران ارجمندی که با نامه های پر مهر خود ما را رهین منت خویش نمودند از جمله آقایان رسول. ف، مهدی. ع؛ جلال. ب و خصوصاً از سرکار خانم ها زهرا.ب، منیره. ج، شراره. ل و مینا. ا. ولی از آنجائیکه ظرفیت پاسخگویی به سئوالات عزیزان در نشریه محدود است ناگزیر در هر شماره به یکی از آنها پاسخ داده خواهد شد. در این شماره به جهت تناسب و نزدیکی مشکل و مسالعه با بازگشایی مدارس به موضوع سر کرا خانم زهرا، ب در خصوص رفتارهای مدرسه گریزی و التماس برای مدرسه نرفتن و ... فرزندشان نکاتی را بیان می کنیم.

خواهر ارجمند، علائمی که شما در نامه قید کرده بودید دقیقاً همان مدرسه هراسی یا ترس از مدرسه (school refusal ) است. ترس از مدرسه به ترس غیر منطقی اشاره دارد که به معنی اژمتناع از مدرسه رفتن کودک است و این یکی از نشانه های اضطراب جدائی از والدین، خانه، خانواده یا شرایطی است که به آن دلبسته و وابسته شده است.

شایع ترین دلیل ترس از مدرسه در بین کودکان و در بدو ورود به مدرسه، ناشی از اضطراب جدایی( anxiety separation ) از والدین بخصوص مادر است. اغلب مادران کودکانی که ترس از مدرسه رفتن دارند، افرادی وسواسی، کم تحمل، نکته سنج، موشکاف بوده که احتمالاً خود یا یکی از نزدیکانشان در کورکی دچار همین مشکل بوده اند.

معمولاً مادران سعی در وابسته نمودن کودکان به خویش دارند و به واکنشهای عاطفی آنان نسبت به ترک پاسخ می‌دهند که در طولانی مدت و در هنگام وارد شدن به محلی ناآشنا یا تغییر مکان بدون حضور مادر، دچار نوعی حالات اضطراب به نام اضطراب جدایی Anxiet separation می‌شود که خصوصیات آن اضطراب شدید، موقع جدا شدن از افرادی است که کودک وابستگی مهمی نسبت به آنها دارد.

البته راه حل این مساله، پافشاری و اصرار پدر و مادر بر این قضیه نیست چرا که این اصرار و پافشاریها باعث پدید آمدن علائم عدم تعادل روانی و اختلالات جسمانی می شود. اختلالات جسمانی بیشتر به صورت دل درد، استفراغ، سردرد، سرگیجه و ضعف ظاهر می شود. البته این مطلب را نباید از یاد ببریم که غالباً علائم فوق در روزهای تعطیل از بین می روند. شایع ترین این علائم عبارت از:‌ اختلال در خواب، اختلال گوارش، عصبانیت، جویدن ناخن، شب ادراری و لکنت زبان، ترس در کودکان همراه است.

از جمله ترسهایی که در سالهای دبستان، خیلی شایع اند، دو نوع ترس است، اولی ترس از مرگ است چرا که کودکان معمولاً در سن هشت سالگی بخوبی مفهوم مرگ را درک می کنند و به عنوان اولین واکنش، از آن می هراسند بطوریکه روان شناسان به این واکنش « اضطراب هشت سالگی» نام نهاده اند و معتقدند که کودکی بیشتر از « مرگ مادر» می ترسد و دومین ترس مشهور این سنین، « مدرسه هراسی» است. همان ترس که همه ما لااقل در طول زندگی نمونه ای از آن را حس کرده ایم.

زمانیکه هر یک از کودکان به هر دلیل از رفتن به مدرسه امتناع کند و دلایلی از جمله موارد زیر را بیان کند:

- سختگیری معلم         

 - مسخره کردن دوستان      

 - دور بودن مدرسه و... متوجه باشید مشکل در جای دیگری است.

مدرسه هراسی ممکن است علت های گوناگونی داشته باشد از جمله:

1) وابستگی بیش از حد به خانواده   

 2) وجود مادران مضطرب و ترسو در محیط در محیط خانواده   

3) القای ترس توسط افراد بزرگتر    

 4) یاد نگرفتن مهارتهای اجتماعی

لذا بهتر است والدین گرامی به موارد زیر توجه نمایند:

- صبور باشند                                                   

- سعی کنند در کودکشان حس استقلال به وجود آورند

- از تجربه های خوب مدرسه برای کودکشان حرف بزنند  - با کودکشان مدرسه بازی کنند         

-کودکشان را با دیگران مقایسه نکنند                                       - والدین نباید بر خواسته های خود اصرار کنند.  

دوشنبه ششم مهر 1388 |

 
 

مشاوره در خصوص بیش فعالی

خواهر ارجمند از اینکه با ارسال نامه پر مهرتان به نشریه، همکاران را مورد محبت و لطف قرار داده اید لازم است متقابلاً از اینکه با خط مشاوره و مسائل روان شناختی در جهت مشاوره ارتباط برقرار نموده اید نیز از شما و سایر دوستانی که به این امر مبادرت ورزیده اند کمال تشکر و قدردانی را داشته باشیم. ولی در خصوص مشکلات تحصیلی و پر جنب و جوشی فرزندتان در خانه و مدرسه لازم است بگویم تشخیص بیش فعالی یک تشخیص بالینی است و مصاحبه با والدین اولین قدم در فرایند ارزیابی این بیماری است و اینکه کسی قبل از مصاحبه و ارزیابی روانی تشخیصی را مطرح نماید بی شک از دقت لازم برخوردار نخواهد بود. لذا بنده چنانکه خواسته بودید بر اساس مصاحبه تشخیصی که با فرزند دلبدتان داشته ام مطالبی را در قالب توصیه بیان می کنم باشد که مورد توجه قرار گیرد.

نقص در تمرکز یا اختلال بیش فعالی (ADHD ) به حالتی که در آن کودک به نحوی مفرط و بیش  از اندازه فعال و پرجنب و جوش عمل می کند، دلالت دارد. این اختلال در حال حاضر یک مساله مهم بهداشت روانی جامعه محسوب می شود. این اختلال شرایطی را برای کودک ایجاد می کند که نتواند آرام و بدون حرکت بنشیند، رفتارش را کنترل کرده و توجه خود را به یک موضوع جلب کند. از مشخصه های تشخیصی این اختلال،‌ مشکل در توجه، فعالیت بیش از اندازه و انجام عمل قبل از فکر کردن به آن می باشد. این کودکان معمولاً نمی توانند روی تکلیفی که به او داده می شود و یا یک فعالیت خاص تمرکز داشته باشند، لذا بیشتر در دقت و توجه دچار مشکل می شوند. توجه زیادی به جزئیات ندارند نمی توانند بر بازی ها و کارهای مدرسه تمرکز داشته باشند، نمی توانند یک وظیفه یا تکلیف را تمام و کمال انجام دهند، اسباب بازی ها، کتاب ها و وسایلشان را اغلب گم می کنند. توجه به این نکات ضروری است  که نباید نظر دیگران را دال بر اینکه کودکی دچار نقص توجه یا بیش فعالی است به آسانی پذیرفت و همچنین کودک همراه با اختلال بیش فعالی ناتوانایی های دیگران را نیز دارد. لذا توجه شما والدین گرامی و آموزگاران محترم این کودکان به موارد زیر می تواند مفید باشد:

راهنمایی‌هایی برای والدین

  • وقتی که فرزندتان کارش را خوب انجام می‌دهد به او پاداش دهید. در فرزند خود توانایی ایجاد کنید و نیز با او در مورد استعدادهایش صحبت کنید و او را به بکارگیری توانایی‌هایش تشویق و ترغیب کنید.
  • با فرزند خود کاملا واضح و روشن صحبت کنید. برای این کار با پشتکار، مصر و مثبت باشید و خواسته‌های خود را کاملا برای فرزند خود روشن سازید. به فرزند خود بگویید چه کارهایی را باید انجام دهد نه این که فقط، آنچه را نباید انجام دهد به او گوشزد کنید.
  • شیوه‌هایی را برای کنترل رفتار فرزند خود یاد بگیرید این برنامه‌ها عبارتند از: ایجاد جدول برای فعالیت‌های فرزندتان، داشتن برنامه برای پاداش، نادیده گرفتن رفتارهای نامطلوب، پیامدهای عادی و غیر طبیعی نتایج و پیامدهای منطقی.
  • با مدرسه فرزندتان تماس داشته باشید و برنامه تعلیم و تربیت خاص نیازهای فرزندتان را برای او تنظیم کنید. هر دوی شما (والدین و معلم) بایستی نمونه‌ای از این برنامه را داشته باشید.
  • با معلم در تماس باشید و به او بگویید فرزند شما در خانه چه عملکردی دارد و از او بپرسید که در مدرسه چه می‌کند و آنها را حمایت کنید.

راهنمایی‌هایی برای آموزگاران

البته مطالب مندرج در زیر از باب یادآوری به آموزگاران قید گردیده است.

 باید بدانید که چه موارد خاصی برای دانش آموزان دشوار هستند. برای مثال ممکن است که دانش آموز ADHD در شروع یک کار دچار مشکل باشد در حالی که دانش آموزان دیگر در پایان‌دادن به یک عمل و شروع عمل بعدی مشکل داشته باشند. بنابراین هر یک از این دانش آموزان نیاز به کمک‌های متفاوتی دارند.

  • به دانش آموزان نشان دهید چگونه از کتاب تکلیف و برنامه‌های روزانه استفاده کنند. همچنین مهارت‌ها و روش‌های یادگیری را به آنها آموزش دهید و آنها را به شکل منظم تقویت (پاداش) کنید.
  • به دانش آموزان در فعالیت‌های بدنی‌شان کمک کنید. (برای مثال) به آنها اجازه دهید تا کاری را ایستاده پای تخته سیاه انجام دهند). در بین برنامه‌ها به آنها استراحت دهید.
  • با والدین و دانش آموزان هر دو با هم برای نو آوری و اجرای یک برنامه تعلیم و تربیتی متناسب بمنظور نیل به نیازهای دانش آموزان به فعالیت و همکاری بپردازید.
  • انتظارات بالا از دانش آموزان داشته باشید اما سعی کنید راه‌های جدیدی را برای انجام کارها امتحان کنید صبور باشید و شانس دانش آموزان را برای کسب موفقیت، بالا ببرید.

  

جمعه ششم شهریور 1388 |

 
 

آشنایی با افسردگی خفیف

افسردگی خفیف ( دیس تایمی )

افسردگی، عبارت است از احساس غم، دلسردی، یا ناامیدی به مدت حداقل 2 هفته در اغلب روزها و اغلب ساعات روز، به علاوه علایم همراه. افسردگی خفیف عبارت است از افسردگی مزمن همراه با علائمی که خفیف تر اما دراز مدت تر از علایم دوره های شدید افسردگی هستند. شروع افسردگی خفیف معمولاً بی سر و صدا است و بسیاری از افراد متوجه تغییر درزندگی خود نمی شوند. علایم ممکن است در دوران کودکی و نوجوانی آغاز شوند و تا سال ها ادامه دارند. افسردگی در واقع یک بیماری فراگیر و لطمه زننده ه روح و روان آدمیست که از مشخصات آشکار آن می توان به احساس پوچ بودن و ناراحتی، احساس نا امیدی و یا بی ارزش بودن و حتی داشتن تفکرات منفی اشاره کرد. عموماً فرد مبتلا به افسردگی دارای رفتاری کند و آهسته است.با توجه به شخص، شدت علایم ابتلا به افسردگی و پریشان خاطری در دوره های مختلف زندگی متفاوت هستند با این حال نشانه ها و علایم شناخته شده این بیماری از بعد روانی عبارتند از:

نداشتن اشتها یا برعکس پرخوری، مشکلات خواب( خواب زیاد یا کم)، فقدان انرژی، احساس خستگی در تمام اوقات، مشغولیت ذهنی درباره احتمال شکست در کارها و بی کفایتی و نیز داشتن افکار منفی و ناامیدی، احساس تاسف برای خود و منفی بافی، نداشتن بازده کاری مناسب در خانه و محل کار، نداشتن علاقه یا لذت نبردن از فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری های لذت بخش یا فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری های اجتماعی، تحریک پذیری، گریه کردن بدون دلیل، زیاد ایراد گرفتن یا شکایت کردن و شکاک بودن، ...

بعضی از مسائل می توانند در قالب علل بوجود آورنده یا تشدید کننده این علایم خودنمایی کنند از جمله، ترکیب عوامل ژنتیکی، نحوه بزرگ شدن و تربیت فرد و نیز عوامل روانی ( مانند از دست دادن شغل یا طلاق ، از دست دادن والدین در کودکی و حوادث ناخوشایند زندگی و ... ).

 حال که یک آشنایی کلی و مختصر در مورد این اختلال ارائه دادیم بهتر است در مورد درمان آنها نیز مطالبی را عنوان کنیم . درمان افسردگی بسته به شدت اختلال یعنی در حالت دیس تایمی یا متوسط و یا شدید که افسردگی عمده یا اساسی نام دارد، درمان خاص خود را دارد و در مواقعی دارو درمانی در ابتدا و بعد تکنیک های شناخت درمانی و رفتار درمانی بعنوان مداخلات مکمل مد نظر قرار می گیرد. روشهای زیر برای درمان حالات شدید می باشند:

 الف) دارو درمانی                          ب) رفتار درمانی شناختی

الف) داروهای ضد افسردگی:

داروهای ضد افسردگی، گروهی از داروها هستند که برای درمان بیماران افسرده مورد استفاده قرار می گیرند به طوری که وضعیت روحی بیشتر بیماران افسرده با استفاده از این داروها بسیار بهتر شده است. این مواد شیمیایی تحت عنوان نروترانسمیتر خوانده می شوند، که برای عملکرد طبیعی مغز به این نروترانسمیترها نیاز است. داروهای ضد افسردگی با قرار دادن این نروترانسمیترها در دسترس مغز، به بیماران افسرده کمک زیادی می کنند. البته ناگفته نماند داروهای ضد افسردگی نیز همانند سایر داروها ممکن است عوارض جانبی را در فرد مصرف کننده ایجاد کنند هر چند کلیه افراد مصرف کننده به این عوارض جانبی مبتلا نمی شوند. هر نوع عارضه جانبی که فرد، به آن مبتلا می شود بستگی به داروی انتخابی روان پزشک برای فرد افسرده دارد.

امروزه انواع مختلفی از داروهای ضد افسردگی ساخته شده است، معمولی ترین گروه های دارویی عبارتند از :

ـ داروهای ضد افسردگی سه حلقه ای ( مانند، Amitriptyline, Desipramine, Imipramin, Tofranil, Nortriptyline)   

ـ داروهایی که به طور انتخابی مهارکننده های سروتونینی را تحریک می کنند یا SSRIS ( Fluoxetine, Paroxetine, Sertraline)

ـ  مهار کننده های مونوآمینواکسیداز MAOIS

ـ سایر گروههای دارویی ( Nefazodone, Venlafaxine)

البته لازم است بدانیم که مصرف کلیه داروهای روان پزشکی تحت نظر و تجویز روانپزشک مقدور می باشد و چون احتمال تداخل دارویی با سایر داروهای مصرفی فرد وجود دارد لذا حتماً در هنگام مراجعه به روان پزشک باید او را از داروهای مصرفی خود مطلع سازید. خصوصاً از بین گروه دارهای ضد افسردگی، داروهای ضد افسردگی سه حلقه ای با اکثر داروهای مصرفی تداخل دارویی ایجاد می کنند. 

ب) رفتار درمانی شناختی ( CBT):

رفتار درمانی شناختی « رویکردی است فعال، جهت بخش، محدود از لحاظ زمانی و سازمان یافته، این رویکرد بر اساس منطق نظری و بر پایه روش تجربی استوار است که عاطفه و رفتار فرد عمدتاً بر حسب شیوه ساخت یابی جهان از نظر او تعیین می شود». در این روش بیمار باید در جریان ارزیابی آگاه شود که رویکرد شناختی ـ رفتاری عمدتاً بر اساس خودـ یاری استوار است و هدف درمانگر کمک به بیمار است تا بتواند مهارتهای لازم را نه تنها برای حل مسائل جاری بلکه مسایل مشابه آنها در آینده نیز در خود رشد دهد. طرح ریزی فرآیند درمانی در این تکنیک هم نیازمند برنامه ریزی یک روان شناس بالینی است.

در خاتمه چند توصیه در قالب تکنیک های رفتاری جهت بالا بردن خلق آورده شده است:

ـ با دوستان و خانواده صحبت کنید و سعی کنید خود را از آنها دور نکنید

ـ به طور منظم ورزش کنید

ـ یک رژیم غذایی متعادل و کم چرب داشته باشید                         

ـ کارهای عادی زندگی خود را با همان روحیه قبلی انجام دهید

ـ فیلم های خنده دار و شاد ببینید و با صدای بلند بخندید                       

ـ در صورت امکان به تعطیلات بروید

ـ سعی کنید مشکلات در روابط با دیگران را حل کنید            

ـ موسیقی های شاد گوش کنید و مثبت اندیش باشید

ـ قدم بزنید و در حین قدم زدن از افکار منفی خودآیند ( مشکلات، ناکامیها و ...) خودداری کنید

ـ صبح ها با آرامش برخیزید و چند دقیقه ای ورزش کنید و در معرض نور آفتاب قرار بگیرید

 

سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388 |

 
 

تاثیر ظاهر بر اعتماد به نفس

خود را بهتر بشناسیم

من چـاقـم. مـن بيـش از حد لاغرم. کاش کمی قدم بلندتر بـود، کـاش قـدم کوتاه تر بود، کاش موهام مجعد بود، کاش مـوهام صـاف بود. کـاش بينـيـم کـوچکـتـر بـود. کـاش پاهام بلـنــدتر بود، کاش عضله هام برجسته تر بود و هزاران هزار کاشکی دیگر....

ایـن گـلایه هـا بـه نظر شما آشنا نمی آید؟ شما هم عادت دارید از خودتان ایراد بگیرید؟ اگر اینطور است بدانید که تنها نیستید. شما بعنوان یک جوان دستخوش تـغییرات ظاهری و جسـمـانی بسیـاری مـی شوید. و هــمراه با این تغییرات ظـاهـری، تـصویر شــما از خودتان نیز تغییر می یـابـد. افـراد بسیاری برای کنار آمدن با این مسئله مشکل دارند، و همین بر عزت نفسشان تاثیر می گذارد.

دلیل اهمیت عزت نفس و تصویر ذهنی از خود

عزت نفس یعنی چقدر افراد برای خود احترام قائلند، چقدر نسبت به خود احساس غرور می کنند، و به نظرشان چقدر ارزشمندند. عزت نفس از این نظر دارای اهمیت است که احساس شما نسبت به خودتان بر اعمال و رفتار شما تاثیر می گذارد. افرادی که عزت نفس و اعتماد به نفس بالایی دارند، سریعتر دوست پیدا می کنند، بر رفتارهای خود کنترل بیشتری دارند و از زندگی بیشتر لذت می برند.

تصویر ذهنی از خود، یعنی احساس فرد نسبت به ظاهر فیزیکی و جسمانی خود.

در بیشتر مردم، به ویژه نوجوانان، تصویر ظاهری رابطه ی بسیار نزدیکی با اعتماد به نفس دارد. این به آن خاطر است که وقتی افراد از دوران کودکی به نوجوانی منتقل میشوند، دیدگاه دیگران نسبت به آنها برایشان اهمیت بیشتری پیدا می کند.

عوامل موثر بر عزت نفس

بلوغ

بعضی از نوجوانان در آستانه بلوغ به خاطر تغییراتی که جسمشان متحمل می شود، با اعتماد به نفس خود در کشمکش هستند. این تغییرات، به علاوه میل طبیعی برای مورد قبول واقع شدن، باعث می شود افراد خود را با دیگران مقایسه کنند. آنها ممکن است خود را با افراد دور و بر خود یا هنرپیشه ها و افراد معروفی که در تلویزیون، سینما، یا مجلات می بینند مقایسه کنند.

اما مقایسه خود با دیگران کاری غیر ممکن است، چون تغییراتی که با رسیدن بلوغ ایجاد می شود، در افراد مختلف متفاوت است. برخی افراد زود به بلوغ می رسند، درحالیکه بعضی دیگر دیر بالغ می شوند. بعضی نوجوانان در این دوره چاق می شوند، برخی دیگر با وجود پرخوری همانطور لاغر و نزار می مانند. همه ی این مسائل به ژنتیک افراد بستگی دارد.

این تغییراتی که با رسیدن بلوغ حاصل می شود، می تواند بر احساس فرد نسبت به خودش تاثیر بگذارد. بعضی دخترها ممکن است از رشد و بالغ شدن اندامشان احساس ترس یا خجالت کنند. بعضی دیگر آرزو می کنند کاش زودتر رشد کرده و بالغ می شدند. دخترها خودشان را تحت فشار می گذارند تا لاغر بمانند و اندامشان بر هم نخورد، اما پسرها دوست دارند اندامشان بزرگتر و عضلانی تر شود.

تاثیرات بیرونی

البته فقط رشد بدن نیست که بر اعتماد به نفس افراد تاثیر می گذارد. عوامل بسیار دیگری (مثل تصویر رسانه ها از دختران لاغر و مردهای عضلانی) نیز می تواند بر تصویر ذهنی فرد از خود، تاثیر گذارد.

زندگی خانوادگی نیز می تواند بر عزت نفس افراد تاثیر بگذارد. برخی از والدین عادت دارند به جای تحسین و تمجید فرزندانشان، پیوسته از آنها عیبجویی کنند. این انتقادها و عیبجویی ها باعث کاهش اعتماد به نفس در نوجوانان شود.

همچن یك فرد ممکن است از طرف همکلاسی ها و دوستانش نیز مورد اذیت و آزار قرار گیرد. گاهی اوقات تبعیضات نژادی و قومی مبنای این انتقادات قرار می گیرد. گرچه اکثر اوقات این انتقادات و توهین ها از حماقت و نادانی فرد منتقد منشاء می گیرد، اما میتواند اعتماد به نفس و تصویر ذهنی فرد از خود را متاثر کند.

عزت نفس سالم

اگر تصویر ذهنی شما از خودتان مثبت باشد، خود را آنطور که هستید می پذیرید. این برخورد صحیح باعث می شود بتوانید از سایر جنبه های رشد کردنتان نیز بهره گیرید، مثل محکم کردن پایه های دوستی، مستقل تر شدن از والدین و رقابت با خود چه از نظر فیزیکی و چه عقلی. توسعه این جنبه های میتواند عزت نفس شما را افزایش داده و تقویت کند.

یک برخورد مثبت و خوشبینانه می تواند به افراد در دستیابی به عزت نفس کمک کند. مثلاً اگر افراد هنگام ارتکاب به اشتباه به جای گفتن، "من یک شکست خورده هستم" بگویند "من هم یک آدمم و جایزالخطاء"، و دست از سرزنش و ملامت کردن دیگران بردارند، اعتماد به نفس بیشتری پیدا خواهند کرد.

دانستن اینکه چه چیزهایی باعث خوشحالی و رضایت شما می شود، به شما کمک می کند تا خود را تواناتر و قوی تر ببینید. برخورد مثبت و شیوه زندگی سالم (مثل ورزش کردن و داشتن رژیم غذایی سالم) برای دستیابی به اعتماد به نفس اهمیت بسیار زیادی دارد.

نکاتی برای ارتقاء تصویر ذهنی از خود

بعضی افراد تصور می کنند برای اینکه بتوانند احساس خوبی نسبت به خودشان پیدا کنند، باید ظاهرشان را تغییر دهند. اما آنچه واقعاً باید انجام دهید این است که راه دیدن و احساس کردن خودتان را تغییر دهید.

اولین قدم، تشخیص این است که این بدن متعلق به شماست، اهمیتی ندارد که چه شکلی، چه اندازه ای یا چه رنگی دارد، هرچه که هست مال شماست. اگر خیلی نگران سایز و وزنتان هستید، می توانید به پزشک مراجعه کنید تا درصورت وجود مشکل راهنماییتان کند.

قدم بعدی این است که ببینید قادر به تغییر کدام جنبه های ظاهری خود هستید و کدام جنبه ها را نمی توانید تغییر دهید. همه ی آدم ها (حتی زیباترین و خوش اندام ترین هنرپیشه) هم به نظر خود اشکالاتی دارد که قادر به تغییر دادن آن نیست. هرچه در توان دارید انجام دهید تا ظاهرتان آنطور باشد که شما می خواهید. اما اگر قادر به تغییر آن نیستید، این دیگر تقصیر شما نبوده است. باید از آنطور که هستید راضی و خرسند باشید.

اگر چیزهایی هست که قادر به تغییر آن هستید (مثل وزن و چاقی و لاغری) برای خود هدف سازی کنید تا به اندام دلخواه خود دست یابید. اگر می خواهید لاغر شوید و اندام متناسبی داشته باشید، ورزش کنید و رژیم غذایی مناسبی داشته باشید.

اگر نظرات منفی از درون خودتان به گوشتان رسید، دست نگهدارید. سعی کنید با تعریف و تمجید کردن از خودتان اعتماد به نفستان را بالا ببرید. مثلاً هر روز سه نقطه قوت خود را به خود گوشزد کنید. این نقاط قوت هر چیزی می تواند باشد. مهم این است که با متمرکز شدن بر نقاط قوت و جوانب مثبت زندگیتان، می توانید احساستان را نسبت به خود تغییر دهید.

از کجا می توان کمک گرفت؟

گاهی اوقات مشکل اعتماد به نفس پایین آنقدر بزرگ است که فرد به تنهایی قادر به کنار آمدن و برطرف کردن آن نخواهد بود. به موجب پایین بودن عزت نفس، برخی از نوجوانان ممکن است افسرده شوند، میل به فعالیت را از دست بدهند و نتوانند با اطرافیان خود ارتباط برقرار کنند. حتی ممکن است به خودشان نیز صدمه بزنند، معتاد شوند یا اقدام به خودکشی کنند. اگر شما نیز چنین احساسی دارید، بهتر است با یکی از والدین، معلم، روانشناس یا هر فرد مورد اعتماد دیگر در این رابطه صحبت کنید. چنین فردی می تواند به شما کمک کند تا دیدگاه بهتری نسبت به خود پیدا کنید، و جنبه های مثبت ظاهری، اخلاقی و مهارتیتان را به شما نشان دهد .


                                                                                                                     منبع : مردمان

یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 |

 
 

نگرشی بر وسواس

وسواس : يك عادت ساده يا يك بيماري شايع

 وسواس يك بيماري عصبي ـ رواني است و روان شناسان و روان پزشكان امروزي آن را فكر و انديشه مداومي مي دانند كه فرد مبتلا ، علي رغم كوشش فراوان خود ، قادر نيست آن را از ذهن خود خارج سازد ، اين افكار بدون اختيار فرد به سراغ وي مي آيند ، گاهي او را به تكرار برخي كارها و اعمال بي فائده وا مي دارند . هر چند كه فرد به بيهودگي و عدم ضرورت و غير منطقي بودن آن اعمال واقف است ، ولي نمي تواند از انجام آنها خودداري كند و زندگي روزمره و عملكرد فرد را مختل مي كنند .


ادامه مطلب...

شنبه بیست و دوم فروردین 1388 |

 
 

آشنایی با روش پس خبا

 

آشنایی با روش PQRST

( پ س خ ب آ = پس خبا )

 تحلیل یادگیری و حافظه یکی از موضوعات اساسی در روان شناسی است .

یک روش موثر برای بهتر فهمیدن و بهتر حفظ کردن مفاهیم و اطلاعات کلیدی روش  PQRST است . این روش مبتنی بر کارهای ( Thomas ) و ( A.H.Robinson ) ( 1982) و ( Spache ) و ( Berg ) ( 1978 ) دارد . نام این روش برگرفته از نخستین حرف نام هر یک از مراحل پنجگانه در مطالعه متون و منابع است .  شامل :

 ( 1 )

پیشخوانی 

 ( 2 )                 ( 3 )                   ( 4 )

سئوال کردن                خواندن              به خود پس دادن

                    Reading                     Question                      Self- recitation                               

  ( 5 )

آزمون

 Test

نکته :

 دو مرحله اول (پیشخوانی ) و پنجم (آزمون ) ویژه سراسر فصل و سه مرحله میانی (سئوال کردن ، خواندن ، به خود پس دادن ) به هر بخش اصلی از هر فصل اختصاص دارند .

 1 ) مرحله ی اول : پیشخوانی (Preview )

نخست به مرور کلی فصل معینی از کتاب می پردازید تا با موضوعات کلی مطرح در آن آشنا شوید . برای این منظور فهرست مطالب فصل را می خوانید . سپس مطالب فصل را مرور می کنید که طی ان ، عناوین بخشهای اصلی و فرعی فصل را مورد توجه قرار می دهید و تصاویر و نمودارها را از نظر می گذرانید . مهمترین نکته در مرحله ی پیشخوانی این است که پس از مرور مطالب فصل ، چکیده پایانی فصل را با دقت مطالعه کنید و روی هر یک از نکاتی که در ان آمده است تامل کنید . در این مرحله ممکن است سئوالهایی به ذهنتان خطور کند که پس از خواندن متن کامل فصل بتوانید به آنها پاسخ دهید . این مرحله، تصویری کلی از مطالب فصل و سازمان بندی آن به دست می دهد .

 2 ) مرحله ی دوم : سئوال کردن (Question )

چنانچه اشاره گردید سه مرحله میانی (سئوال کردن ، خواندن ، به خود پس دادن ) به هر بخش اصلی از هر فصل اختصاص دارند . و هر بخش نیز با حروف سیاه و درشت مشخص شده اند . بخشهای هر فصل را یکی در نظر بگیرید ، و هر سه مرحله را در مورد هر بخش اعمال کنید ، سپس به بخش بعدی بپردازید . قبل از مطالعه ی مطالب هر بخش ، نخست عنوان آن بخش و عنوانهای فرعی آن را بخوانید سپس در حین خواندن مطالب هر بخش ، موضوعات مهم آن را به صورت یک یا چند سئوال در نظر بگیرید که بعداًٌ باید به آنها پاسخ دهید . مثلاً از خود بپرسید : «‌‌ نویسنده در این بخش چه مفاهیم مهمی را در نظر داشته است ؟ » .

 3 ) مرحله ی سوم : خواندن  (      Reading )

در این مرحله ، مطالب هر بخش از فصل را بری آگاهی از معنا و مفهوم آن با دقت بخوانید و ضمن خواندن ، سعی کنید به سئوالهایی که در مرحله ی سئوال کردن مطرح شده بود ، پاسخ دهید . درباره ی مطالبی که می خوانید تامل کنید و بکوشید بین ان مطالب و اطلاعات قبلی خود ارتباط برقرار کنید . می توانید زیر واژه ها یا عبارات اصلی خط بکشید ، اما میزان آن از 10 تا 15  ٪ متن تجاوز نکند. اگر مقصود از خط کشیدن زیر مطالب ، مشخص کردن واژه ها یا عبارات اصلی برای مرور بعدی باشد ، خط کشیدن زیادی زیر مطالب ، مغایر با چنن هدفی است . تا وقتی تمام مطالب بخش معینی را نخوانده اید یا با همه ی مفاهیم اصلی آشنا نشده اید و اهمیت نسبی آنها را ارزیابی نکرده اید ، یادداشت برندارید .

 4) مرحله ی چهارم : به خود پس دادن ( Self- recitation   )

پس از خواندن هر بخش ، سعی کنید مفاهیم اصلی را به خاطر آورید و اطلاعات را از حفظ با خود بگویید . مفاهیم را به زبان خود بازگو کنید و اطلاعات را ترجیحاً با صدای بلند ( و اگر تنها نیستید ، زیر لب ) تکرار کنید . مطالبی را که به یاد می آورید با متن کتاب تطبیق دهید تا مطمئن شوید که انها را کامل و درست حفظ کردیده اید . به کمک روش به خود پس دادن مطلب ، به کمبود اطلاعات خود پی می برید و می توانید آنها را در ذهن خود سازماندهی کنید . پس از آنکه بخشی از فصل را به این شیوه مطالعه کردید به بخش بعدی بپردازید و دوباره مراحل سئوال کردن ، خواندن و به خود پس دادن را تکرار کنید . ( به خود پس دادن مطالب ، نقش بسیار مهمی در این روش دارد . )

 5 ) مرحله ی پنجم : آزمون (Test )

پس از خواندن مطالب فصل باید به آزمون و مرور مطالب بپردارید . با مراجعه به یادداشتهایتان ، ببینید چه مقدار از مفاهیم اصلی را به یاد دارید . سعی کنید بفهمید چه پیوندی بین مطالب مختلف وجود دارد و این مطالب چگونه در فصل ، سازمان بندی شده اند . در مرحله ی ازمون ممکن است مجبور شوید فصل را مرور کنید تا صحت مفاهیم و مطالب اصلی حفظ شده وارسی شود . در این مرحله باید چکیده فصل را بخوانید و ضمن آن جزئیات مربوط به هر یک از نکات چکیده را در نظر آورید . مرحله ی « آزمون » را هرگز به شب امتحان موکول نکنید . نخستین مرور مطالب فصل باید بلافاصله پس از خواندن آن انجام شود .

 نکته :

×‌‌ بررسی ها موئد این نکته اند که خواندن چکیده ی فصل بیش از مطالعه ی سراسر فصل ، کارآمدی دارد .( ریدر و آندرسون . 1980)

× حتی اگر نخواهید روش پس خبا را به طور کامل دنبال کنید بهتر است از فواید « به خود پس دادن مطلب » و نیزمطالعه ی چکیده ی فصل پیش از خواندن مطالب فصل ، غفلت نورزید .

 منبع : Hilgard,s Introduction to Psychology .13 th ed

You can,t change that which you can,t accept   

واقعیتی را که نمی پذیری ، نمی توانی تغییر دهی .

                                                                                    

                                                                                          

شنبه بیست و دوم فروردین 1388 |

 
 

اختلال شخصیت نمایشی

 ملاکهای تشخیصی اختلال شخصیت نمایشی

ويژگيهاي تشخيصي

ويژگي اصلي اختلال شخصيت نمايشي، رفتار توجه طلبانه و هيجان پذيري مفرط و فراگير است. اين الگو در اوايل بزرگسالي آغاز و در زمينه هاي گوناگون ظاهر مي شود.

افراد مبتلا به اختلال شخصيت نمايشي، هرگاه مركز توجه ديگران نباشند احساس ناراحتي يا عدم قدرداني مي كنند (ملاك1). آنها اغلب با شور و نشاط زياد و چشمگير مايلند توجه ديگران را به خود جلب كنند و ممكن است با اشتياق، گشاده رويي ظاهري يا عشوه­گري، آشنايان جديد را شيفتة خود سازند. اگرچه، وقتي اين افراد پیوسته خواهان توجه باشند، اين ويژگيها وضوح كمتري مي يابند. آنها در ميهمانيها به هر قيمتي كه شده نقش «گل سرسبد مجلس» را بازي مي كنند. هرگاه مورد توجه قرار نگيرند، ممكن است براي جلب توجه ديگران، كار برجسته اي انجام دهند(براي مثال، داستانهايي بسازند و يا صحنه اي را خلق كنند). اين نياز اغلب در رفتارشان با متخصص باليني نيز آشكار
مي شود (براي مثال، چاپلوسي، آوردن هدايا، ارائة توصيفهاي مهيجي از نشانه هاي جسماني و رواني كه هر جلسه با نشانه هاي جديدي جايگزين مي شوند).


ادامه مطلب...

شنبه هشتم فروردین 1388 |

 
 

اختلال شخصیت ضد اجتماعی

 ملاکهای تشخیصی  اختلال شخصیت ضد اجتماعی

 الف ـ الگوی فراگیری از عدم رعایت و تجاوز به حقوق دیگران که از سن 15 سالگی آشکار شده و با سه مورد (یا بیشتر از سه مورد) از موارد زیر مشخص می شود:

1 ) ناتوانی در سازش با هنجارهای اجتماعی مرتبط با رفتارهای قانونی، که با انجام مکرر اعمالی مشخص می شود که زمینه بازداشت شدن را فراهم می کنند.

2 ) فریبکاری که با دروغگویی مکرر، استفاده از نامهای مستعار یا کلاهبرداری از دیگران برای منفعت شخصی یا لذت مشخص می شود.

3 ) تکانشی بودن یا ناتوانی در برنامه ریزی برای آینده

4 ) تحریک پذیری و پرخاشگری که با نزاع و حمله های بدنی مکرر مشخص می شود.

5 ) بی پروایی و بی ملاحظه بودن نسبت به امنیت خود یا دیگران

6 ) مسئولیت ناپذیری دایم که با ناتوانی مکرر در حفظ رفتار شغلی ثابت یا بازپرداخت تعهدهای مالی مشخص می شود.

7 ) عدم پشیمانی که با بی تفاوتی و یا دلیل تراشی برای آزار یا دزدیدن اموال دیگران یا بد رفتاری با آنها مشخص می شود. 

 ب ـ چنین فردی حداقل باید 18 سال سن داشته باشد.

 ج ـ شواهدی از اختلال سلوک با شروع قبل از سن 15 سالگی وجود دارد.

 د ـ رخداد رفتار ضد اجتماعی صرفاً در طی سیر اسکیزوفرنیا یا یک دوره منیک نیست.

 


ادامه مطلب...

پنجشنبه ششم فروردین 1388 |

 
 

اختلال شخصیت پارانویایی

 ملاکهای تشخیصی اختلال شخصیت پارانویایی

الف ـ بی اعتمادی و سوء ظن فراگیر نسبت به دیگران به طوری که انگیزه های آنها پلید و مغرضانه تفسیر می شود. این اختلالات از اوائل بزرگسالی آغاز شده و درزمینه های مختلف تظاهر می کند که با چهار (یا بیشتر از چهار مورد) از موارد زیر مشخص می شود:

1 ) سوء ظن بدون پایه و اساس کافی مبنی بر این که دیگران او را استثمار کرده، به او صدمه زده و یا او را فریب می دهند.

2 ) با شکلهای بیمورد درباره وفاداری یا صداقت دوستان یا همکاران، اشتغال ذهنی دارد.

3 ) به علت ترس بدون دلیل، میلی در اعتماد کردن به دیگران ندارد، چون معتقد است از این اطلاعات به صورت مغرضانه علیه وی استفاده، خواهد شد .

4 ) از گفته ها یا رویدادهای معمولی، تحقیر پنهان یا معنی تهدیدآمیز را، استنباط می کند.

5 ) پیوسته کینه دیگران را به دل می گیرد، یعنی اشتباهها، خطاها و لغزشهای دیگران را نمی بخشد.

6 ) حمله هایی را به شخصیت یا حیثیت خود ادارک می کند که برای دیگران آشکار نیست و خیلی زود با عصبانیت واکنش نشان داده یا حمله متقابل می کند.

7 ) بدون دلیل نسبت به وفاداری همسر یا شریک جنسی خود، سوء ظن مکرر دارد.

 


ادامه مطلب...

پنجشنبه ششم فروردین 1388 |

 
 

وحید نوروززاده
کارشناس ارشد روان شناس بالینی
مدرس دانشگاه
- عضو سازمان نظام روان شناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران
- عضو انجمن روان شناسی ایران
- عضو انجمن علمی روان شناسی بالینی ایران
اين وبلاگ جهت معرفي و ارائه مسائل ، مقالات ، تستها ، يافته ها و مطالب مربوط به روان شناسي و همچنین ارائه مشاوره غیر حضوری در زمینه مسائل روان شناختی ايجاد گرديده و هدف ايجاد رابطه معقول بين خوانندگان و اين علم فراگير است.

vahid_noroozzadeh@yahoo.com

 

موضوعات
مقالات

 

پیوندهای روزانه

 

مطالب اخیر
تشخیص رفتارهای بهنجار و نابهنجار
مشاوره در خصوص بیش فعالی
آشنایی با افسردگی خفیف
تاثیر ظاهر بر اعتماد به نفس
نگرشی بر وسواس
آشنایی با روش پس خبا
اختلال شخصیت نمایشی
اختلال شخصیت ضد اجتماعی
اختلال شخصیت پارانویایی